ایداایدا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

دختر گلم آیدا

زندگی کتابی است پر ماجرا، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی . .. .، تو به آرامی آغاز به مردن می&...
6 مهر 1390

زندگی کتابی است پر ماجرا، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی . .. .، تو به آرامی آغاز به مردن...
6 مهر 1390

خدایا نمی گویم دستم را بگیر : عمریست گرفته ای مبادا رهایم کنی !

ایدا دختر گل مامان چند روزی است که سرما خورده طفلی هنوز خوب نشده و داره اذیت میشه دختر گلم نمی دونی چقدر دلم میشکنه که نمی تونم در کنارت باشم تا بیشتر مواظبت باشم عزیزکم دوست دارم وقتی بزرگ شدی بتونی درکم کنی که بعضی موقعها شرایط اونجوری که ما می خواهیم وفق مراد نمیشه  دختر نازم دوست دارم وقتی بزرگ شدی انسانی باشی محکم و با اراده تا بتونی در مقابل مشکل و ناخوشی های روزگار قد خم نکنی هر چند تا زمانی که نفس دارم به لطف و اراده خدا و به کمک بابایی تمام سعی خودمون رو خواهیم کرد که همه مسیر ها را برایت هموار کنیم تا اینده ای درخشان داشته باشی عزیزم تو ثمره عشق ما هستی دوست دارم این لیاقتو داشته باشم که بتونم ط...
3 مهر 1390

خدایا نمی گویم دستم را بگیر : عمریست گرفته ای مبادا رهایم کنی !

ایدا دختر گل مامان چند روزی است که سرما خورده طفلی هنوز خوب نشده و داره اذیت میشه دختر گلم نمی دونی چقدر دلم میشکنه که نمی تونم در کنارت باشم تا بیشتر مواظبت باشم عزیزکم دوست دارم وقتی بزرگ شدی بتونی درکم کنی که بعضی موقعهاشرایط اونجوری که مامی خواهیم وفق مراد نمیشه دختر نازم دوست دارم وقتی بزرگ شدی انسانی باشی محکم و با اراده تا بتونی در مقابل مشکل و ناخوشی های روزگار قد خم نکنی هر چند تا زمانی که نفس دارم به لطف و اراده خدا و به کمک بابایی تمام سعی خودمون رو خواهیم کرد که همه مسیر هارا برایت هموار کنیم تا اینده ای درخشان داشته باشی عزیزم تو ثمره عشق ما هستیدوست دارم این لیاقتو داشته باشم که بتونم طوری تربیتت کنم که فردا شرمند...
3 مهر 1390